**CLIMAX**

 

شب هات داره  تو ذهن من می سوزه

روزگارم  داره قلب من و می دوزه

چرا اینقدر دارم از دوریه تو می میرم

مگه هنوز نرفتی تو ازین ذهن غریبم

مهتاب بهم سر می زنه تو این اتاق خستگی

بی معرفت رفتی سفر از فرط این وابستگی

می خوام منم برم سفر بی هیچکسی

داد بزنم آخر به کجا می رسم بدون هیچ هم نفسی

 

نوشته شده در 2012/10/20ساعت 10 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody