**CLIMAX**
تو همان کسی هستی که من یک روز عاشقش شدم اما زندگی برایم مثل قبل همیشه یک رنگ و زیبا نیست
همان روزی که هدف های بزرگت را به من گفتی
همان روزی که آینده را روشن و زیبا تعریف کردی
آینده ایی رویایی که فقط متعلق به من و تو بود
تو تصویرهمه چیزرا زیبا درذهنه من خلق کردی
و آرزوهای برباد رفته ی مرا دوباره برایم زنده کردی
تو به من امیدها از زندگی و نشاط فرستادی
و من بخاطر تمام این کارها عاشق تو شدم
من تو را با قلبم باور کردم و به تو اعتماد داشتم
اما دوران خوشی مان کوتاه واندک بود
همه چیز به ناگاه تغییر کرد
آن زمانی که تو خود را بزرگ و خودشیفته در آیینه دیدی
همان زمانی که دیگر توان بازی کردن دراین نقش را نداشتی
آن نقشی که تو ماهها به عنوان یک مرد جنتلمن برایم بازی کردی
تو مرا کوچک، ضعیف، بی قدرت و بدون انرژی کردی
آن زمان که داد و فریاد و جنجال ها به پا می کردی
آن زمان که تو مقصر اصلی مشکلات را به من نسبت می دادی
و من به خودم و رفتارهایم شک می کردم
مرا فقیر و بی توجه و خودت را پادشاه می دانستی
این خاطرات را می توانی به یاد بیاوری؟
خاطرات تلخی که تا آخر زندگیم با من خواهند ماند
یک روز تو از من انسانی جدید ساختی در قالب یک خودشیفته
آن روزی که من خودم را از تو دور کردم و آرامش را احساس کردم
من با همه چیز مبارزه کردم، ضعف و ناتوانی ام را بهبود بخشیدم
ناراحتی ها و دردهایی که تو به من انتقال داده بودی را از خودم دور کردم
من دوباره بلند شدم و زندگی را زیبا و نو پیدا کردم
چون هنوز هم انسان هایی شبیه تو برروی این زمین هستند
انسان هایی که، از گناه دار کردن انسان های بی گناه لذت می برند
آنهایی که، از انسان های خوب سواستفاده ها می کنند
تا شاید به هدف به ظاهر بزرگ خود دست یابند
اما نه اشتباه نکن، اکنون من دختر بزرگ و قدرتمندی شده ام
که اکنون دیگر به راحتی حرف های خوب و بد, دروغ و صداقت را تشخیص میدهم
دیگر التماس کردن برای داشتن دوباره ی من بسیار دیر شده
زیرا من انسانی جدید و متفاوت شده ام که تو را خوب شناخته ام
یادت نرود که یک روز تو مرا بزرگ میبینی و خودت را کوچک میبینی
من به تو این را قول می دهم ای بازیگر ..
| Design By : Night Melody |

