**CLIMAX**

 

کفش هایش گلی تر از همیشه راه می روند

نطق هایش پر تيغ تراز خار های بیابان ضربه می زنند

سگرمه هایش باچرخش مغز بی دینش در هم می روند

افكار بیمارش با نهایت تپش قلب ها ي نا آرام  می تازد

پروردگارا چگونه مي تواند تيشه به ريشه ي پر زخمم زند

پروردگارا چطور مي تواند همانند حيواني پست غرش كند

من در اين بيشه زار هستي تنهايم و او نابودگرانه مي خزد

سمي تر از هميشه فرياد مي زند و من گوشه اي پنهانم

مي ترسم بيش از هميشه مي ترسم ...

خداوندم  اشك هايم را با دستان پر مهرت بشور

 و مرا از شر انسان هايي همچون او برهان

آمين

 

نوشته شده در 2011/10/21ساعت 9 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody