**CLIMAX**

 

لوزه هایش بهم پیچیده است

خنده هایش از همیشه بیدارتر است

دستانش ظالم تر از روزگار می نویسند

جوهر های صداقت بی رنگ تر می نویسند

قلبش تار بود و امروز تک نفرین من ...

سوز ها به بالینش کوچ خواهند کرد...

خداوندا پیر تر از آنم که گلی را ببویم

یا کبوتری را در آغوشت رهایی بخشم

پس قلب ترک خورده ام را ، چراغانی کن

 

 

نوشته شده در 2011/9/14ساعت 11 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody