**CLIMAX**
ای بهترینم، من منتظر آمدن دوباره ی تو می مانم
با رفتن تو، فصل پاییزهم خیلی زود به این سرزمین آمد
به جای تو موهای پریشان مرا هرروز باد نوازش می کند
زمانی که چشم دوخته به خیابان در کوچه مان می نشینم
من امید دارم که تو روزی به خانه ات بر خواهی گشت
مرا در آغوش میکشی و برایم ازبهترین لحظات زندگیت سخن خواهی گفت
من تو را به دور دست ها فرستادم تا زندگیت را با شادی بسازی
اگر در این شهر خاکستری می ماندی تو هم شبیه من افسرده می شدی
تحمل دوری از تو در این تنهایی بسیارسخت است،
اما امید برای دیدن دوباره ات این را آسان تر می کند..
نوشته شده در 2022/10/3ساعت
11 PM توسط $NaRgE| |
| Design By : Night Melody |

