**CLIMAX**
من روزی به دست آوردن موفقیتم را جشن خواهم گرفت ما اکثر مواقع در زندگی مان رقابت را انتخاب می کنیم بیا و مرا در آغوش بگیر شبیه رباتی شده ام که از زندگی هیچ نمی فهمم فشار روحی از تحمل کارهایی که دیگر علاقه ایی به انجام آن ها ندارم...
اما آن روز این شادی برای من فقط حکم آزادی از زندان را خواهد داشت
زیرا در آن روز تازه به دنبال هدف ها و آرزوهای گم کرده ام خواهم رفت ...
و زمانی که پا در میدان می گذاریم
هدف هامان کم کم رنگ می بازند
سپس سال ها شبیه انسان های ماشینی زندگی می کنیم
انگار که درد زندگی نکردن را به جان می خریم
تا بعد از سال ها به موفقیتی برسیم که دیگران هم آن را بدست آورده اند
آیا رسیدن به این موفقیت دور به ارزش از دست دادن اهداف امروزمان می ارزد ؟
برایم لالایی بخوان
و لطفا تا صبح تنهایم نگذار
و در گوش من زمزمه کن که یک روز این مشکلات تمام می شوند
من هرروز در ذهنم جز ریشه ایی از مشکلات چیزی نمی روید
به من بگو، آخر من چه زمانی از لحظه های زندگیم کمی لذت خواهم برد!!
تنها چیزی که هر دقیقه و ساعت درک میکنم، چیزی نیست جز
| Design By : Night Melody |

