**CLIMAX**

 

من تقریبا روی شن های نرم سفید مرده ام
اینجا همه چیز ساکت است
به استثنای امواج آبی که پاهایم را تا زانو نوازش می کنند
جزر و مد این آب مرا به زندگی باز می گرداند
انگار سالهاست که روی این شن و ماسه داغ خوابیده ام
بالاخره چشمانم را باز می کنم
چشمانم را باز و بسته می کنم تا شاید بینایی خود را بدست آورم
صورت من خیس شده است ... از آسمان باران می بارد ...
چه زیباست کمی بوی تازگی...

 

 

نوشته شده در 2019/11/9ساعت 2 AM توسط $NaRgE| |

 

و زمانی که  نسیم باران را حس میکردم

همراه با قطرات شبنم آنها را می بوییدم

باز هم شوق زندگی وجودم را به من بخشید

و سراسر عمق سیاه چشمانم باریدن گرفت

      آری چشم ها را باید شست

جور دیگر باید دید

 

 

نوشته شده در 2011/4/5ساعت 4 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody