**CLIMAX**
بوسه هايم خشمگين تر از هميشه فرياد مي کشند در قفسی به اندازه ی درونم گم شده ام در بیشه زار تنهایی حبس شده ام دلم می خواهد دنیا را بچرخانم شاید بوستانی برای تنفس بیابم آه خداوندم هیچکس درد مرا نمی فهمد به کدامین بهار تو پناه برم ستارگان در آغوش من آسمان ها می سازند من از همیشه تنهاترم پروردگارم به فریادم برس جاده می رود و تو نمی آیی شب ساکت و تو نمی خوابی بیشه تاریک و تو نمی بازی سرو ها خرامان و تو نمی نازی دلبر ها عاشق و تو نمی سازی شعرها لبریز و تو نمی خوانی نفس ها زنده و تو نمی کشی
به کدامين گناه ساقه هايم از محبت نمي نوشند
دست هايم خشک تر از بي پناهان مي لزرند
به کدامين طناب آسمان آويزان مانده ام 



| Design By : Night Melody |

