**CLIMAX**

 

باد ها زوزه کشان راه می روند

انسان ها با خشم هاشان می دوند

گل ها سر به زیرتر از همیشه خفته اند

ستاره گان خاموش تر از شب یخ زده اند

در این شهر بیمار جان می دهم و می میرم

و تنهاییم مدت هاست به من دستبرد می زند

 

خداوندا درد های درونم  را تسکین ده

یا مرا برای همیشه نابود ساز

آمین

 

نوشته شده در 2012/3/5ساعت 11 PM توسط $NaRgE| |

 

می خوام واست حرف بزنم از آخر دنیا بگم

می خوام برات ترانه شم تا آخرش خط بکشم

می خوام برم تو آسمون پیش گلای اطلسی

می خوام بگم قصه مونو با خون و رنگ و نقاشی

می خوام بازم دعا کنم ، خدا خدا خدا کنم

که پیش چشمات بمونم باز شبمو سیاه کنم

می خوام که فریاد بزنم شهاب آسمون کجاست

اگر که باز پیدا نشد ، بگم چراغ کهکشون بالاست؟

می خوام واسه ی این دلم بازم بگم از خوبی هات

یه موقعی یادش نره ، بشه شبیه کینه هات

می خوام که یادت بمونه اون اشک های ساکت من

چطوری باز خندیدی تو ، به این دل عاشق من؟!

امشب می خوام برای تو یه آسمون ستاره شم

اگر که خوب نگام کنی ، توی نگات فدا بشم

از تو کتاب زندگیم شوق صداتو می شنوم

نه این روزا که چیزی نیس ،تو جستوجوش من می دوم

اون دستای مردونه و قویه تو نمی تونن از یاد برن

این اشک های ته دلت نمی تونن کم بیارن

 

نوشته شده در 2012/3/4ساعت 12 AM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody