**CLIMAX**

 

کفش هایش گلی تر از همیشه راه می روند

نطق هایش پر تيغ تراز خار های بیابان ضربه می زنند

سگرمه هایش باچرخش مغز بی دینش در هم می روند

افكار بیمارش با نهایت تپش قلب ها ي نا آرام  می تازد

پروردگارا چگونه مي تواند تيشه به ريشه ي پر زخمم زند

پروردگارا چطور مي تواند همانند حيواني پست غرش كند

من در اين بيشه زار هستي تنهايم و او نابودگرانه مي خزد

سمي تر از هميشه فرياد مي زند و من گوشه اي پنهانم

مي ترسم بيش از هميشه مي ترسم ...

خداوندم  اشك هايم را با دستان پر مهرت بشور

 و مرا از شر انسان هايي همچون او برهان

آمين

 

نوشته شده در 2011/10/21ساعت 9 PM توسط $NaRgE| |

 

سردتر از زمستان،بی روح شده ام

خشک تر از کویر، تشنه شده ام

شیرین تر از عسل دل زده شده ام

تلخ تر از زهر ، بیمار شده ام

سپید تر از صبحگاهان ، کفن شده ام

سیاه تر از شبانگاهان، نابود شده ام

 

نابود می شوم با هر تیشه ای خشونت بار

نابود می شوم با هر فریادی سیاست بار

 

نوشته شده در 2011/10/14ساعت 9 AM توسط $NaRgE| |

 

سلام آزادی !

به اندازه ی یه دنیا خوشحالم ! خوشحالم که فراموش نکردنت به پایان رسید

یه دنیا ممنون خدایاااااااااا عاشقتم

 

 

نوشته شده در 2011/10/1ساعت 12 AM توسط $NaRgE| |

 

 

می خواهم برای لحظه ای به آسمان عدالت عروج کنم

می خواهم لحظه ای از درونم به بیرونم رها شوم

می خواهم تمام برگ های روزگارم را از دلم نابود کنم

می خواهم برگ های خاطرات زندگی به فراموشی روند

می خواهم بوسه هایش را با اسیدی از صورتم پاک کنم

می خواهم اسیدی به آسمان بپاشانم تا فرشته ای مراببرد

فقط برای اینکه لحظه ای زندگی کنم ... آرام بدون شنیدن دروغی

 

نوشته شده در 2011/9/28ساعت 2 PM توسط $NaRgE| |

 

آسمان برایم شیپور سر می دهد

زمین برایم فرش ها می گستراند

گذشته برایم دست تکان می دهد

و آینده برایم آرزو ها فرا می خواند

 

 خداوندا به سوی پرتوهایت حرکت خواهم کرد

آن ها را به من ببخش

 

نوشته شده در 2011/9/23ساعت 11 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody