**CLIMAX**

 

آسمان قلبم هر روز رو به تیره شدن است

 رویاهایم در وجودم رنگ خاکستری می گیرند

 او دیگر طعم بوسه هایم را نمی چشد

سراسر نگاهش از عشق تهی است

اندوهگین و پر غم  در پی پشتوانه ای عظیم

سوخته شدن هایم را تحمل می کنم

امید نزدیکانم را انگار از خود میرانم

و برای او رد پای ایثار و فداکاری می کارم

خزانه ی دلم رو به اتمام است اما او...

دلتنگی های مرا کم رنگ نمی کند

می خواهم بمیرم ولی تپشی مرا زنده می دارد

با چراغ های آسمان خداوندم سخن میگویم

هر شب در کنار پنجره ی یک رنگ اتاقم

و آن ها هم چنان منتظر اشک های جاری من

و درد و دل های دلم  می مانند

گوشه ی قلبم هنوز هم بوی خدا می دهد

و دست هایم هنوز هم بخاطرش بالا می روند

 

دوستت دارم معبود من ...

همچون دیگران تنهایم مگذار...

 

 

 

نوشته شده در 2010/10/21ساعت 9 PM توسط $NaRgE| |

 

حس من می گوید در خودم تنهایم

دوست داشتن هایم از قبل بیشتر شده است

جدایی بعد از لحظاتی سخت می شود

اشک هایم امان نمی دهند و در دلم غوغاییست

دلتنگی هایم به  سوی پروردگارم روانه است

و نگاهم  به سرزمین کهکشان ها  میرسد

قلب من سرشار از عشقی پاک و زمینیست

این را خدایم میداند و بس

کمک می خواهم برای فکری درست و راهی پاینده

کمک می خواهم ای خالق قلب من

 

 

نوشته شده در 2010/10/20ساعت 8 PM توسط $NaRgE| |

 

عاقبت به کجا خواهم رفت ؟ به کجا خواهم ماند؟

سکوت هایم از همیشه سرد تر هستند

نگرانی در چهره ام کمین کرده است

لنگر عشق من روبه ستاره ایست بی پروا

حس مرا ربوده و همچنان طلوعش را می نگرم

اما  لنگر ابری دوباره به سوی من است

ابر را سیاه میپندارم اما او تفکراتم را نقض میکند

میترسم خورشید آسمانم را تاریک سازد

و مرا از خانه ی ستاره گانم  دور کند

 و  نردبانم را تا سقف کلبه ی ماه ویران سازد 

حس من درونم را پاسخ می دهد خبر از..

خبر از رویدادی دردناک و انتهایی مبهم

 

اما من راه را نمی دانم - او را نمی شناسم و خود را گم کرده ام

خداوند من ، مرا بپذیر ، بوسه هایت را پاسخ خواهم داد

 

 

نوشته شده در 2010/10/15ساعت 9 PM توسط $NaRgE| |

سخت ترین دیدار....

 دیدار اونی که به جای همه عشقی که بهش دادی یه قلب زخمی برات یادگار بذاره و تو نگاهش کنی و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و حس کنی هنوزم دوستش داری .......

بخوای همه تنهایی رو که به امید برگشت دوبارش تحمل کردی تو گوشش فریاد کنی اما حتی نتونی ........

 به چشماش نگاه کنی که بفهمه با همه بدیهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داری اما ببینی چشماش داد می زنه که دلش ماله یکی دیگس .... تمام روزهایی که تنها بودی

آرزویم از ته دل  این است که به آرزویت برسی

 دوستش بدار قبل از اینکه دوست داشتن ها تمام شوند ..

مرا ببخش اگر جرمم به خاطر عاشق شدنت و عصبانیت بی جایم بود ...

میدانم باید فراموشت کنم ...

  برایم سخت است  ولی سعی میکنم

باز هم مرا ببخش

 

 

نوشته شده در 2010/10/1ساعت 9 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody