**CLIMAX**

 

در این زندگانی عجیب،تو به امید من گذراندی

سختی ها را به خاطر من تحمل کردی

و کارهایت همه از برای من بودند

بوسه هایت را هنوز هم می توانم احساس کنم

و دستانی که مرا رشد داد تا به اینجا

می خواهم زنده باشم تا روزهای از دست رفته ات را جبران کنم

بخاطرت بمانم تا آخرین نفس هایم

 

مادرم تو را همانند خداوندم دوست می دارم

روزت مبارک

 

 

نوشته شده در 2010/6/3ساعت 7 PM توسط $NaRgE| |

 

چند روزی است همسفری مرا در جاده ی سفر روانه ساخته

دنیایم کمی  از شب های سیاه فاصله گرفته

اما هنوز هم روزهای تیره را به یاد می آورم

وبا فکر آینده ای نیمه روشن همه را سپری می کنم

 

 خداوندا کمک هایت را به سویم بفرست

شاید امیدهایم از من فاصله نگیرند

 

 

 

نوشته شده در 2010/6/1ساعت 11 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody