**CLIMAX**

سلام امیدوارم که خوب و خوش باشین

 امروز تصمیم گرفتم ترجمه ی آهنگ بلاگمو بزارم واستون 

من عاشق این آهنگم - یه جورایی درد دلمو میگه

Do You Know lyrics by Enrique Iglesias
Do you know
Do you know

می دانی؟
می دانی؟

Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
می دانی  چه احساسی دارد  عاشق کسی باشی که در از پا انداختن و دور انداختن تو عجله دارد  
Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
می دانی چه احساسی  دارد اخرین فردی باشی که بفهمی کلید در خانه تغییر کرده

If birds flying south is a sign of changes
اگر پرندگان به سوی جنوب به پرواز درآیند این نشانه ی تغییر است
At least you can predict this every year.
حداقل می توانی هرسال اینرا پیش بینی کنی 
Love, you never know the minute it ends suddenly
تو٬هیچ وقت متوجه نمی شوی دقیقه ای را که ناگهان به پایان می رسد
I can’t get it to speak
و من در نمی یابمش تا بتوانم دربابش سخن بگویم
Maybe finding all the things it took to save us
I could fix the pain that bleeds inside of me
شاید با یافتن تمام چیزهایی که  برای نجات ما به کار می اید
بتوانم دردی را که ناشی از خونریزی داخلی ام است مرحمی گذرام و بهبود بخشم
Look in your eyes to see something about me
I’m standing on the edge and I don’t know what else to give
به چشمانت نگاه می کنم تا چیزی درباره ی خود ببینم
من بر لبه ی پرتگاه ایستاده ام و نمی دانم که دیگر چه چیزی باید تقدیم کنم
Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed

How can I love you How can I love you How can I love you How can I love you . . . .
چگونه می توانم عاشقت باشم چگونه می توانم عاشقت باشم چگونه می توانم عاشقت باشم............
If you just don’t talk to me, babe
اگر فقط با من صحبت نکنی رفیق
I flow through my act
The question is she needed
من در رفتارم دنبال این سوال  می گردم
 که ایا او نیازی دارد؟
And decide all the man I can ever be
و تصمیم می گیرم بهترین کسی گردم که می توانم باشم
Looking at the last 3 years like I did,
به سه سال گذشته که همین کار را کردم نگاه می کنم
I could never see us ending like this
هیچ وقت تصورش را نمی کردم که خودمان را ببینم در حالیکه اینگونه به پایان می رسیم
Seeing your face no more on my pillow
Is a scene that’s never happened to me
انکه صورتت را دیگر روی بالشت نبینم
صحنه ای است که هیچ گاه برایم اتفاق نیافتاده
But after this episode I don’t see, you could never tell the next thing life could be
اما بعد از این رویداد دیگر نمی بینم ٬ توهرگز نمی توانی بگی که بعد از این زندگی وجود داره
Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed

Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed

Do you know,
Do you know,
Do you know,

Do you know what it feels like loving someone that’s in a rush to throw you away
Do you know what it feels like to be the last one to know the lock on the door has changed
 
 
نوشته شده در 2010/5/11ساعت 11 PM توسط $NaRgE| |

 

در درون من دوستی رنگ تیره ای گرفته است

                        دوستی را پوچ و بیهوده می نگرم

                                       اطرافیانم از من درخواست می کنند

                                          اما من سردرگم از همه چیز

                         دیگر نمی توانم ....

         ای کاش همه چیز به یکباره از ذهن من پاک می شد

               خداوندا از درون مرا رها کن

 

 

نوشته شده در 2010/5/4ساعت 11 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody