**CLIMAX**

 

 

 

ديري‌است از خود، از خدا، از خلق دورم
با اين‌همه در عين بي‌تابي صبورم
پيچيده در شاخ درختان، چون گوزني
سرشاخه‌هاي پيچ‌درپيچ غرورم
هر سوي سرگردان و حيران در هوايت
نيلوفرانه پيچكي بي‌تاب نورم
بادا بيفتد سايه‌ي برگي به پايت
باري، به روزي روزگاري از عبورم
از روي يكرنگي شب و روزم يكي شد
همرنگ بختم تيره رختِ سوگ و سورم
خط مي‌خورد در دفتر ايام، نامم
فرقي ندارد بي‌تو غيبت يا حضورم
در حسرت پرواز با مرغابيانم
چون سنگ‌پشتي پير در لاكم صبورم
آخر دلم با سربلندي مي‌گذارد
سنگ تمام عشق را بر خاك گورم

نوشته شده در 2008/9/19ساعت 12 AM توسط $NaRgE| |

دلم مثل دلت از جنس سنگ نیست

چشام مثل چشات از همه رنگ نیست

ما دوتا باهم بودیم مهربون مثل قناریها

به جون هرچی عاشقه دوستی ما یه جنگ نیست

زندگیمون بهاری بود ولی ابر بهار نداشت

دلهای اسیر ما حتی راهی واسه فرار نداشت

مثل مهتاب بودیم و گریه تو کارمون نبود

دل نامهربون تو مگه با دل من قرار نداشت


می دونم رسم همه
عشقهای خوب جداییه

جدا شدیم از همدیگه کجای این عاشقیه؟

رفتی آسمون و من تو زمین موندگار شدم

خیالی نیست عشقت برام یه عشق جاودانیه

شب میلاد عشقمون همیشه یادم می مونه

تا جون دارم صدای قشنگت تو گوشم می خونه

هر جا می رم عطر تو مشاممو پر می کنه

فقط خدای مهربون راز عشقمونو می دونه

صبر من تموم شده طاقت موندن ندارم

دلم اسیر شده حس بی تو بودن ندارم

من و گریه با هم بدجوری رفیق شدیم

بی تو من حتی حس و حال سرودن ندارم

قصه عشق ما هرچی بوده اماحالا تموم شده

زندگیمون به پای هم یه عمر که حروم شده

فرشته ي مهربون تو قصه ها از پیش مارفته دیگه

شاید خدا درهای لطفشو به روی ما بسته ديگه

نوشته شده در 2008/9/11ساعت 12 AM توسط $NaRgE| |

تموم زندگی من سهم دو تا چشم شماس
یاد شما مث قدیم هنوز همین دور و وراس
آسمون دنیای من خلاصه تو نگاتونه
طنین هر چی خوبیه تو حرفا و صداتونه
شمدونیای صورتی تجسم گونه هاتون
کوه کم آورده عزیزم مقابل شونه هاتون
خوبیای شما عزیز یکی دو تا نیس که بگم
نذارین بیشتر از اینا جنونم و نشون بدم
اگه شما بیاین پیشم یه دفه بارون می گیره
زندگی شاپرکا یه جوری سامون می گیره
شما اصیل و ساده این مث تموم
شاعرا
حیف که همیشه خالیه جاتون مث مسافرا
شما مث یه بیت
شعر عزیز و ناب و تازه این
مث یه
آهنگ جدید که عاشقی می سازه این
به گریه انداخته منو چن شبه جای خالیتون
حضور سوت و کورتون تو جاده خیالیتون
دست خودم نیس این شبا دلم بهونه گیر شده
اونم گناهی نداره طفلی یه جور اسیر شده
خلاصه هر چی که بگم تموم نمی شه غصه هام
فقط بذارین یادتون بیدار بمونه تو شبام

تقدیم به همه ی دوستای گلم

نوشته شده در 2008/9/4ساعت 10 PM توسط $NaRgE| |

سفر کردم به شهر بي ستاره
که گفتم شايد اونجا غم نباره
ولي ديدم که غم اونقدر زياده
که هر جا پابذارم غم بباره
گرفتم چتري روي سرم زود
ولي غم کرده اونو پاره پاره
نفهميدم که جنس غم چي بوده
که چتر من به زيرش زاره زاره
درست کردم با عشقت جون پناهي
چنين ابر غمو کرديم بي چاره


نوشته شده در 2008/9/4ساعت 9 PM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody