تبليغاتX
**CLIMAX**


**CLIMAX**

 

آ ن ها زخم های حرف هاشان را می مکند

آن ها درد ها را به سوی من می کشند

آن ها روشنی ها را از اطرافشان می رانند

آن ها تیره گی ها را برایم می فرستند

آن ها در گوش هاشان پچ پچ می  کنند

آن ها مرا از اطراف دنیا  طرد می کنند

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1390/09/22ساعت 1 PM توسط $NaRgE| |

 

لحظه های بی تو بودن همه پرپر شد و رفت 

شب های رنگین کمونی بی تو نقاش شدو رفت

خاطره های بی نشونی بی تو خطی شد و رفت

ملک های آسمونی بی تو مخفی شد و رفت

بوسه های مردونه بی تو بی رنگ شدو رفت

دست های عاشقونه بی تو رسوا شد و رفت

فرشته های کهکشون بی تو بیمار شد و رفت

سفره های شبمون بی تو بسته شد ورفت

 

نوشته شده در پنجشنبه 1390/09/10ساعت 1 PM توسط $NaRgE| |

دل افسرده ی من                      خونه ی غم ها شده باز

قلب پر رموز من                             رسوای دنیا شده باز

ریشه ی نگاه من                           خاک گل ها شده باز

معنی صدای من                        طنین اشک ها شده باز

دست بی نوای من                          تنهای عالم شده باز

بوسه ی خیال من                         رنگ شب ها شده باز

ماه آسمون من                        بی رنگ رنگ ها شده باز

ستاره ی عاشق من                 بی نور چشم ها شده باز

دنیای خدای من                              درگیر دردها شده باز

سرنوشت وجود من                      اسیر خواب ها شده باز

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1390/09/10ساعت 1 PM توسط $NaRgE| |

 

قطرات ابرها با نوازشی سرد بر ما می باریدند

دست های یخ زدمان حرارت زغال ها را می شمردند

او با دهان گرم و دستان بی حسش گیتار می نواخت

و دوستانش همراه با او فریاد کنان سرودها می خواندند

در آن شب پرستش آسمان بی شمار بود  زیرا

فرشتگان آواز باران را به ما بوسه می دادند

با نواختن او خواندم شعری که عاشقانه می بوییدمش

 صدایم آرام می آمد و انگار سکوت کنان دعایم می کردند 

 

نوشته شده در جمعه 1390/08/20ساعت 11 PM توسط $NaRgE| |

 

کفش هایش گلی تر از همیشه راه می روند

نطق هایش پر تيغ تراز خار های بیابان ضربه می زنند

سگرمه هایش باچرخش مغز بی دینش در هم می روند

افكار بیمارش با نهایت تپش قلب ها ي نا آرام  می تازد

پروردگارا چگونه مي تواند تيشه به ريشه ي پر زخمم زند

پروردگارا چطور مي تواند همانند حيواني پست غرش كند

من در اين بيشه زار هستي تنهايم و او نابودگرانه مي خزد

سمي تر از هميشه فرياد مي زند و من گوشه اي پنهانم

مي ترسم بيش از هميشه مي ترسم ...

خداوندم  اشك هايم را با دستان پر مهرت بشور

 و مرا از شر انسان هايي همچون او برهان

آمين

 

نوشته شده در جمعه 1390/07/29ساعت 9 PM توسط $NaRgE| |

 

سردتر از زمستان،بی روح شده ام

خشک تر از کویر، تشنه شده ام

شیرین تر از عسل دل زده شده ام

تلخ تر از زهر ، بیمار شده ام

سپید تر از صبحگاهان ، کفن شده ام

سیاه تر از شبانگاهان، نابود شده ام

 

نابود می شوم با هر تیشه ای خشونت بار

نابود می شوم با هر فریادی سیاست بار

 

نوشته شده در جمعه 1390/07/22ساعت 9 AM توسط $NaRgE| |

Design By : Night Melody